الشيخ حسين المظاهري
301
جهاد با نفس (فارسى)
ممكن است كه انسان در اين زمان خود را اصلاح كرده و گناه نكند ، عذر است ؛ بشر مىتواند به جايى برسد كه تصور گناه او را به تلاطم درآورد . غزالى در احياء العلوم مىنويسد : دو جوان در سفر حج همسفر شدند ، بين راه در جايى منزل كردند ، يكى از آنها براى تهيهء غذا رفت و ديگرى نشسته بود و قرآن مىخواند . يك وقت زنى باديه نشين ، جوان و با جمال پيش آمد ، جوانى كه قرآن مىخواند قدرى پول از جيب خود درآورده به او داد ، ولى ديد كار بالاتر از اينهاست . تا توجه كرد كه گناه در كار است ، تلاطم درونى تمام وجودش را فرا گرفت و حالتى مانند زن بچه مرده پيدا كرد . زن جوان از ديدن اين منظره فرار كرد . رفيقش آمد و او را خيلى ناراحت ديد ، پرسيد چه شده است كه اين قدر ناراحتى ؟ بغض گلوى جوان را گرفته بود و نمىتوانست جواب بدهد ، عاقبت بعد از گريههايش گفت : خدا به فرياد من رسيد ، چون نزديك بود كه به گناه آلوده شوم . رفيقش نيز با شنيدن نام گناه گريان شد ؛ جوان پرسيد تو چرا گريه مىكنى ؟ گفت : گريه من از آن است كه ممكن بود اگر جاى تو مىبودم ، گناه مىكردم . چگونه مىشود كه انسان به جايى مىرسد كه اين گونه خود را كنترل مىكند ، يعنى در اين جنگ درون اين طور سرافراز بيرون مىآيد ؟ قرآن شريف مىفرمايد : « فاذا فرغت فانصب » فعاليت استقامت و توجه به جوانب كار اين سه چيز مىتواند انسان را به